تبليغاتX
simon's lake - یافتن آب به سعی است...اما پس از سعی؟
مرگ من روزي فرا خواد رسيد ........ در بهاري خالي از فرياد و شور

 

 خودشو نشون می ده . از رو زاولی که کلاسا شروع شدند. به جز یکی دو درس بقیه تکراری بودند و کسل کننده. کوزه گر هنوز هم از کوزه شکسته آب می خوره. یه استاد ارتباطی که به نظر می رسه بایدهمه ی فنون ارتباطی رو بلد باشه و به کار بگیره ...نه ایراد نمی گیرم. ولی خدایی ش تو ذوقم خورد. حالا من موندم و یه بار تحقیق و خوندن و خوندن و نوشتن. چه قدر باید سپاسگذار پسر عمه م باشم که نوروز 67 با سماجت وارونه منو وادار به خوندن کتاب کمدی سایه ها کرد؟پرت نرفتم. اگه از همون موقع عادت به کتابخونی نمی افتاد به جونم الان به این راحتی نمی تونستم سر کلاس جواب بدم. از 11 نفری که سر کلاش هستیم به جز یه مدیر روابط عمومی ، فقط من و دو تا پسر دیگه کار مطبوعاتی کردیم و کتابهای دوره ی لیسانس رو دوره کردیم. 7 تا دختر دیگه فقط جزوه های سنجش تکمیلی رو خوندن. یعنی حتی نمی تونن تیتر بزنن .نمی دونم شاید هم بتونن. به هر حال این عادت به کتاب خونی بدون هیچ ژست روشنفکرمابانه ی مسخره ای، خوب جوری داره به م کمک می کنه.

موضوع یکی از تحقیق هام همین الان هم معلومه: جنبش های نوین اجتماعی : فمینیسم، حقوق بشر  و محیط زیست. از یک شنبه تا حالا بیشتر از 10 تا مقاله خوندم و 2 تا کتاب. اولین جلسه  بعد از عید نوبت ارائه ی کنفرانس منه. نمی خوام یه کار بزن دررویی ارائه بدم. فقط خداوند ما رو از شر آلودگی های صوتی این شهر در امان بدارد. ( آمین ش رو شما بگید )

تا برم چای بریزم و تخم مرغ آب پزم رو ا ز رو گاز بیارم ، یادم رفت چی می خواستم بنویسم. این یکی از مشکلات زندگی بدون مامانه.  لباسهایی رو که دو روز خیس گذاشتم تو آب و پودر بماند . از اینکه به خاطر خودخواهی یکی رو بخوایم حالم بد می شه. این که دلتنگ خونه و مامان هستم رو ، دارم تفکیک می کنم از اینکه چه قدر لازمش دارم. این سوهان روحی لازم بود واسه من. دست کم تو خلوت خودم مجاب می شم. البته یادم نمی ره که :"دل خوشی ها کم نیست . مثلا این خورشید "  مثلا همین خواهرم. می رم خونه شون. روح آقا جون به وضوح تو خونه شون دیده می شه. از اخلاق های خودش گرفته تا دست و دلبازی های همسرش .

پاشم . پاشم. باید برم انقلاب . دو تا کتاب می خوام و یه دفتر  بزرگ واسه جزوه های درسی م .

+ نوشته شده در  سه شنبه 30 بهمن1386ساعت 8:3  توسط محبوبه / فرزانه   |