|
مرگ من روزي فرا خواد رسيد ........ در بهاري خالي از فرياد و شور
|
ایستاده
بر پا و استوار
بی دغدغه و سر خوش
پر التهاب و پر تپش
منتظر کلاس و درس
منتظر بهمن
تشنه ی روزهای دوشنبه
دکتر آموخته و مز مزه ی زبان آموزی
حس تازه ی باسواد ی انگار
مثل اول دبستان
و چه بی توصیف است صدای همان مادری که همین ۲ ماه پیش خسته بودم از تکرار فرزانه گفتن هایش