تبليغاتX
simon's lake
مرگ من روزي فرا خواد رسيد ........ در بهاري خالي از فرياد و شور
اینجایم

ایستاده

بر پا و استوار

بی دغدغه و سر خوش

پر التهاب و پر تپش

منتظر کلاس و درس

منتظر بهمن

تشنه ی روزهای دوشنبه

دکتر آموخته و مز مزه ی زبان آموزی

حس تازه ی باسواد ی انگار

مثل اول دبستان

و چه بی توصیف است صدای همان مادری که همین ۲ ماه پیش خسته بودم از تکرار فرزانه گفتن هایش

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 29 آذر1386ساعت 11:51  توسط محبوبه / فرزانه   |