تبليغاتX
simon's lake
مرگ من روزي فرا خواد رسيد ........ در بهاري خالي از فرياد و شور
۱ بله . خانوم ثابتی درست گفتند. فقط هیجان بود نه ترس.

۲ دارم طول و عرض جغرافیایی ذهنم رو تشخیص می دم.

۳ روزهای طلایی م شروع شده ن. استفاده نکردن از لحظه لحظه ش بلاهته.

۴ بیشتر از اونی که فکر می کردم خدا و مامانم دوستم دارن.

۵ تلاش و نتیجه رابطه ی مستقیمی با هم دارند. پرت زمانی ۱۰ ساله رو دارم جبران می کنم.

۶ عدد ، یکی از جذابترین کاراکترهای زندگی مه.

۷ فرصتهای آزاد ، کلاس درس خود شناسی هست.

۸ وای خدای من  ! چه قدر حرف دارم واسه نوشتن. چه قدر نوشته هست واسه خوندن. کامپیوترم رو نیوردم. سر می زنم. در اسرع وقت.

 

+ نوشته شده در  شنبه 5 آبان1386ساعت 10:18  توسط محبوبه / فرزانه   |